خاطرات پرواز...
15 شهریور 1393 توسط مدرسه مهران ایلام
من از بهر حسين در اضطرابم با يكى از رانندگان گردان براى انجام كارى به پشت خط مى رفتيم. در بين راه به برادرى برخورديم كه پاى پياده با شتاب و هراس در تاريكى پيش مى رفت. سوارش كرديم. رنج راه و نگرانى از چهره اش مى باريد. به شوخى و با آرامش خاطر پرسيدم… بیشتر »